
بعد از سلام و عرض تبسم برایتان
باید بگویم از غم مردم برایتان
نه،اشتباه میکنم انگار ساده نیست
درک نبود آتش وگندم برایتان
حال تمام اهل محل سایه روشن است
تنگ است مثل من، دل مردم برایتان
من شرح داده ام شب سنگین کوچه را
در لابلای نامه چندم برایتان
در شهر سایه های غریبی وزیده اند
گفتم حدیث سال توهم برایتان
یادش بخیر صبح غزل های سال پیش
می خواندم از نماز و ترنم برایتان
کم کم تمام میکنم این صحبت سپید
با آرزوی سبز تبسم برایتان
بدرود تا سلام و سکوت دوباره ای
شرمنده از تمام تزاحم برایتان
|
+| نوشته شده توسط
Ali Roodgar در شنبه یکم دی 1386
|